خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

272

نهج البلاغة ( فارسى )

و سيرهء پيغمبر اكرم كارى انجام ندهد و آنها نقض بيعت خواهند نمود ، اين سخنان را فرمود ، بنا بر اين درست نيست كه گفته شود : اگر آن حضرت از جانب رسول خدا بخلافت نصب گرديد و در حقيقت امامت و امارت از آن او و قيام به آن برايش واجب بود ، چگونه استعفاء مى نمود . چون امام عليه السّلام مى دانست كه بالأخره ايشان دست از عهد و پيمان برداشته و با او همراه نخواهند بود ، از اينرو مى فرمايد : ) ما بكارى اقدام مى نماييم كه آن را روها و رنگهاى گوناگون است ( به مشكلاتى بر خواهيم خورد « از قبيل جنگ با ناكثين يعنى طلحه و زبير و سائر اصحاب جمل كه پيمان خود را شكستند ، و با قاسطين يعنى معاويه و لشگر شام كه به آن حضرت ياغى شدند ، و با مارقين يعنى خوارج نهروان كه كافر شدند » بطورى ) كه دلها بر آن استوار نيست ( مردم در اين پيش آمدها شكيبائى ندارند ) و عقلها زير بار آن نخواهند رفت ( بلكه انكار خواهند نمود ) ( 2 ) آفاق را ابر سياه ( ظلم و ستم و بدعت ) فرو گرفته ( خورشيد حقّ و حقيقت زير آن پنهان گشته ) و راه روشن ( حقيقت احكام اسلام ) تغيير يافته ، ( 3 ) و بدانيد اگر من دعوت ( بيعت ) شما را بپذيرم طبق آنچه خود مى دانم رفتار خواهم نمود ( شما را بر مركب حقّ سوار نموده در راه راست سوق مى دهم و بر خلاف رضاء و خوشنودى خدا و رسول سخنى نگفته قدمى بر نمى دارم ) و ( اگر خلافت را قبول كرده سوار بر كار شوم ) به سخن گوينده ( اى كه گفتارش بر وفق خواهش نفسانىّ و بر خلاف شرع بوده ) و به سرزنش توبيخ كننده ( اى كه مرا ملامت كند كه چرا به رويهّء خلفاى پيش رفتار نمى كنم ) گوش نمى دهم ، ( 4 ) و اگر مرارها كنيد ( و بخلافت نگماريد ) مانند يكى ( از افراد ) شما هستم و شايد به سخنان شما ( در باب رفتار نارواى خليفهء نا حقّ ) بيشتر گوش دهم ( و از حقوقتان دفاع نمايم ) و فرمان كسى را كه شما او را بر كار خويش والى و زمامدار قرار مى دهيد ( اگر دستورش مطابق دستور اسلام باشد ) بهتر انجام دهم ( بنا بر اين ) ( 5 ) و زير و مشاور بودن من براى شما بهتر است از اينكه امير و زمامدار باشم ( خلاصه حضرت اتمام حجّت مى فرمايد كه بعد از بيعت كردن ايشان اگر بر خلاف خواهشهاى آنان رفتار نمود ايراد نكنند كه ما نمى دانستيم چنين رفتار مى نمايى و گر نه با تو بيعت نمى نموديم ) .